زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختر کاغذی هستم
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تو این چند سالی که وبلاگ مینویسم به وضوح میبینم که مردم وبلاگ پزشک هارو خییییییلی بیشتر از وبلاگ پزشک ها دوست دارند و میخونند. چند سال پیش وبلاگ یک پزشک رو پیدا کردم، انقدر قلمش شیرین بود که تمام مطالب وبلاگش رو از سر تا ته خوندم(فقط با دوتا وبلاگ اینجوری بودم و همه مطالبشون رو خونده بودم)

از طریق اون وبلاگ، وبلاگ چندتا پزشک دیگه رو هم پیدا کردم. چه خبررررررر بود تو وبلاگاشون، کامنت بود که از سر و کول وبلاگ بالا میرفت، آمار بازدیدهاشون هم قابل تأمل بود.

جالب اینه همین وبلاگ ها انگیزه من شدند برای وبلاگ نویسی

انگار پزشک شدن منتهای آمال بیشتر مردم بود، و میرفتن وبلاگ پزشک هارو میدیدن تا شاید همزاد پنداری کنن و ازش لذت ببرن. بالاخره میگن وصف العیش، نصف العیش. همین که خاطرات یک پزشک رو میخونن هم براشون خاص و خفنه.

البته اینم بگم که پزشک ها هم ظاهرا بیشتر از مهندس ها علاقه به وبلاگ نویسی دارند. با یک سرچ ساده تا دلتون بخواد وبلاگ هایی متعلق به خاطرات روزانه پزشک ها بالا میاد تو صفحه گوگل.


اما میرسیم به مهندس ها...

از وبلاگ های انگشت شمار مهندس ها نگم براتون...

اندک مهندسی از خاطرات روزانه اش تو وبلاگش مینویسه. انگار مهندس ها چیز جذابی برای گفتن ندارن یا شاید شغل و رشته های کاریشون مردم پسند نیست...

چند سال پیش که دانشجو نشده بودم، تو گوگل سرچ میکردم تا وبلاگ هایی با موضوع خاطرات روزانه مهندس ها گیر بیارم. چیر خاصی دستگیرم نشد ⁦:-\⁩

میخواستم با چالش ها و کارهای روزانه مهندس ها و مشاغل شون آشنا بشم تا بعدا مشکلاتم رو بهتر حل کنم، ولی چندتا دونه وبلاگ بیشتر ندیدم

چرا مردم مهندس هارو دوست ندارند؟؟ شاید از نظر مردم مشاغل مهندسی، مشاغلی خشک ، بی هیجان، کم درآمد و با محاسبات سنگینه که خوندنش نه جالبه و نه احساس لذتی بهشون میده.

پزشک ها دائما با آدم های مختلف سرو کار دارند و کلی چیز برای تعریف کردن دارند اما مهندس ها همین که کار گیر بیارن هنر کردن...

حتی خودم هم هیچ آینده شغلی رو به طور شفاف و واضح برای خودم متصور نیستم، نمیدونم قراره چی بشه، و مثل خیلی از جوون ها از بیکاری و بی پولی زجر میکشم...

ولی یک پزشک آینده ای رو که برای خودش متصور میشه خیلی واضح تره، میدونه که قراره تو مطب یا بیمارستان باشه و مریض ویزیت کنه

اما مهندس ها تو شرکت ها استخدام میشن، انواع آدم ها و همکاران خل وضع رو‌تحمل میکنند و بعضاً کار هایی به شدت سخت رو انجام میدن که در نهایت هم زیاد مورد توجه مردم قرار نمیگیره...

جداً احساس میکنم مهندس ها بیشتر از پزشک ها سختی میکشن و بار پیشرفت تکنولوژی و رفاه، روی دوش مهندس هاست....


واقعا بیایید بگید چرا مهندس هارو دوست ندارید؟؟؟











نوع مطلب :
برچسب ها : مهندس، پزشک، دانشجو، کار، بیکاری، فارق التحصیل، دانشگاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 مرداد 1399
دختر کاغذی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات