زندگی کاغذی سلام دختر کاغذی هستم الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم. ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم. امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید. http://zendegikaghazi.mihanblog.com 2020-09-27T03:14:01+01:00 text/html 2020-09-26T20:05:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی ما را همه شب نمیبرد خواب http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/466 <p>روزهایی که استرسم بیشتره، استفاده ام از فضای مجازی هم بیشتره. یعنی مثلا میزان استفاده ام از اینستاگرام رابطه مستقیمی داره با میزان تنش ها و مشغله های فکریم.... </p> <p>درست مثل این روزها که از کار نداشتن استرس دارم و بیکاری و‌بی هدفی بعضی وقت ها من رو تا مرز جنون میبره. </p> <p>استرس کارآموزیم که هنوز مونده و مدرکم بخاطرش لنگه. </p> <p>استرس ازدواج و خاستگارهایی که زنگ میزنن ولی منو مامانم حوصله شون رو نداریم... </p> <p>استرس این که خاله ام منو به شدت برا پسرخالم میخواد و من بزور دارم سعی میکنم تا اونو دوست داشته باشم که بتونم باهاش ازدواج کنم... </p> <p>این ها که اسم بردم، استرس های درشت و اصلیبود، کنارشون خیلی از استرس های خورده ریزه دیگه هم وجود داره که باعث میشه ملغمه ای از همشون نذارن این موقع شب بخوابم،نذارن از دوره پس از تحصیلم لذت ببرم و نذارن برا آینده ام تصمیم درستی بگیرم... </p> <p>از فکر کردن به ازدواج و‌خاستگارهای جورو ناجور و‌رنگارنگ خسته شدم،دلم میخواد زودتر تکلیفم معلوم شه و راحت شم.... </p> <p><br> </p> <p>ساعت ۳:۱۳ بامداد یکشنبه، ۶ مهرماه ۹۹ </p> text/html 2020-09-21T14:06:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی پاییز میرسد که مرا مبتلا کند http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/464 <p>آخرین روز تابستان قرن </p> <p>آخرین نفس های شهریور ۹۹ </p> <p>ای کاش آخرین روزهای کرونا و خیلی سختی های دیگه هم همین روزا باشه </p> <p>ای کاش آخرین روزهای غیب مولامون هم ،همین روزها باشه </p> <p>پیشاپیش پاییزتون مبارک </p> <p>الهی این پاییز بهترین های زندگیتون رو در پیش داشته باشید </p> text/html 2020-09-19T17:57:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی آرام بخواب http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/463 <p>امشب را آرام بخواب </p> <p>امشب نگـــراݩ نباش </p> <p>خدا را چه دیدی </p> <p>شاید فردا مشکلاتت حل شد </p> <p>شاید حداقل یکی از مشکلاتت حل شد... </p> <p>مگر چند روز زنده ای </p> <p>ڪہ در هر روزش به اندازه ی چندین روز غصـــہ میخوری </p> <p>آرام باش </p> <p>بیشتر خدا را یاد کن </p> <p>#یاد_خدا_اآرامبخش_دلهاست ❤️ </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p>‌ </p> <p>‌ </p> <p>پ.ن:از مجموعه نوشته های آخرشبی </p> text/html 2020-09-07T17:00:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی انتظار http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/462 <p>میدانی! </p> <p>قسمت سخت ماجرا آنجاست که </p> <p>انتظار بشودجزیی از وجودت </p> <p>با پوست و گوشتت بیامیزد </p> <p>و به استخوان هایت نفوذ کند </p> <p>انتظار از سخت ترین احساساتی است که بشر آن را تجربه کرده </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p>‌ </p> <p>پ‌.ن: خودنوشته های قبل از خواب... </p> text/html 2020-08-29T17:22:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی ما ملت امام حسینیم http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/461 <p>ما ملت امام حسینیمـ </p> <p>ما ملت شهــادتیمـــ </p> <p><br> </p> <p>عاشورا و تاسوعا به همتون تسلیت </p> <p>منم دعا کنید تو هییتا و عزاداریاتون text/html 2020-08-26T16:54:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی روزهای بلاتکلیفی... http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/460 <p>خیلی دلم گرفته </p> <p>کارام گره خورده </p> <p>یکی از استادام نمرمو اشتباهی داده ، براش کلی روندگی کردم ولی درست نشد... </p> <p>برا کارآموزیم هم جایی پیدا نکردم </p> <p>حالم گرفته اس...<br> </p> <p><br> </p> <p>پ.ن: از اول محرم فقط دوبار رفتم هییت. امشب دومین شبی بود که رفتم. زن عموم و بچههاش و دوستش با ماشین دوستش اومدن دنبالم، رفتیم هییت حنیف طاهری. یک مقدار سبک شدم و غصه ام از بین رفت. اگه اهل بیت رو نداشتیم چیکار باید میکردیم تو این دنیای وانفسا... </p> <p>توکل بخدا </p> <p>خودش بهترین هارو برام رقم بزنه بحق همین شب که مال شش ماهه ی کربلا بود... </p> <p>خدایا به همه مون رحم کن </p> text/html 2020-08-20T17:15:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی محرم بی حاج قاسم http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/459 <p>محرم هم رسیدو کرونا نرفت... </p> <p>این که امسال حاج قاسم تومراسمات محرم نیست خیلی غم انگیزه. جاش خالیه و داغش هیچ جوره سرد نمیشه </p> <p>امسال بیت رهبری عزاداری نداره.... </p> <p>دلخوش بودیم که سالی یک بار هم شده میریم بیت و تو هوایی نفس میکشیم که رهبرمون نفس میکشه... </p> <p>کرونا چرا تموم نمیشه.... </p> <p>پ.ن: هنوز دنبال جایی ام که برم کارآموزی، استادمم هیچ جارو معرفی نمیکنه/: </p> text/html 2020-08-17T15:37:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی کار http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/458 <p>از صبح به این ور اون ور زنگ میزنم دنبال جایی برای کارآموزی </p> <p>واقعا که کار مناسب پیدا کردن از سخت ترین کارهاست... </p> text/html 2020-08-16T02:17:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی بگذار راحت بگویم http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/457 <p>عشق جان </p> <p>بگذار راحت بگویم </p> <p>من ساده تر از آنم </p> <p>که بگذارم احساسم نسبت به تو </p> <p>مثل یک راز مگو آزارم دهد </p> <p>من از آن آدم های بی غل و غشی هستم </p> <p>که ناگهان میگویند: دوستت دارم و خودشان را خلاص میکنند </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p>پ.ن: خودنوشته های بی مخاطب </p> text/html 2020-08-07T18:41:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی هیس، مهندس ها فریاد نمیزنند http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/456 <p>تو این چند سالی که وبلاگ مینویسم به وضوح میبینم که مردم وبلاگ پزشک هارو خییییییلی بیشتر از وبلاگ پزشک ها دوست دارند و میخونند. چند سال پیش وبلاگ یک پزشک رو پیدا کردم، انقدر قلمش شیرین بود که تمام مطالب وبلاگش رو از سر تا ته خوندم(فقط با دوتا وبلاگ اینجوری بودم و همه مطالبشون رو خونده بودم) </p> <p>از طریق اون وبلاگ، وبلاگ چندتا پزشک دیگه رو هم پیدا کردم. چه خبررررررر بود تو وبلاگاشون، کامنت بود که از سر و کول وبلاگ بالا میرفت، آمار بازدیدهاشون هم قابل تأمل بود. </p> <p>جالب اینه همین وبلاگ ها انگیزه من شدند برای وبلاگ نویسی </p> <p>انگار پزشک شدن منتهای آمال بیشتر مردم بود، و میرفتن وبلاگ پزشک هارو میدیدن تا شاید همزاد پنداری کنن و ازش لذت ببرن. بالاخره میگن وصف العیش، نصف العیش. همین که خاطرات یک پزشک رو میخونن هم براشون خاص و خفنه. </p> <p>البته اینم بگم که پزشک ها هم ظاهرا بیشتر از مهندس ها علاقه به وبلاگ نویسی دارند. با یک سرچ ساده تا دلتون بخواد وبلاگ هایی متعلق به خاطرات روزانه پزشک ها بالا میاد تو صفحه گوگل. </p> <p><br> </p> <p>اما میرسیم به مهندس ها... </p> <p>از وبلاگ های انگشت شمار مهندس ها نگم براتون... </p> <p>اندک مهندسی از خاطرات روزانه اش تو وبلاگش مینویسه. انگار مهندس ها چیز جذابی برای گفتن ندارن یا شاید شغل و رشته های کاریشون مردم پسند نیست... </p> <p>چند سال پیش که دانشجو نشده بودم، تو گوگل سرچ میکردم تا وبلاگ هایی با موضوع خاطرات روزانه مهندس ها گیر بیارم. چیر خاصی دستگیرم نشد ⁦:-\⁩ </p> <p>میخواستم با چالش ها و کارهای روزانه مهندس ها و مشاغل شون آشنا بشم تا بعدا مشکلاتم رو بهتر حل کنم، ولی چندتا دونه وبلاگ بیشتر ندیدم </p> <p>چرا مردم مهندس هارو دوست ندارند؟؟ شاید از نظر مردم مشاغل مهندسی، مشاغلی خشک ، بی هیجان، کم درآمد و با محاسبات سنگینه که خوندنش نه جالبه و نه احساس لذتی بهشون میده. </p> <p>پزشک ها دائما با آدم های مختلف سرو کار دارند و کلی چیز برای تعریف کردن دارند اما مهندس ها همین که کار گیر بیارن هنر کردن... </p> <p>حتی خودم هم هیچ آینده شغلی رو به طور شفاف و واضح برای خودم متصور نیستم، نمیدونم قراره چی بشه، و مثل خیلی از جوون ها از بیکاری و بی پولی زجر میکشم... </p> <p>ولی یک پزشک آینده ای رو که برای خودش متصور میشه خیلی واضح تره، میدونه که قراره تو مطب یا بیمارستان باشه و مریض ویزیت کنه </p> <p>اما مهندس ها تو شرکت ها استخدام میشن، انواع آدم ها و همکاران خل وضع رو‌تحمل میکنند و بعضاً کار هایی به شدت سخت رو انجام میدن که در نهایت هم زیاد مورد توجه مردم قرار نمیگیره... </p> <p>جداً احساس میکنم مهندس ها بیشتر از پزشک ها سختی میکشن و بار پیشرفت تکنولوژی و رفاه، روی دوش مهندس هاست.... </p> <p><br> </p> <p>واقعا بیایید بگید چرا مهندس هارو دوست ندارید؟؟؟ </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p><br> </p> text/html 2020-08-07T18:12:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی غدیر، احساسی بالارتر از عشق http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/455 <p>همیشه از بچگی یه جور خاصی عاشق حضرت علی علیه السلام بودم </p> <p>شاید خیلی ها رابطه قلبی شون با امام حسین علیه السلام خیلی بیشتر از بقیه ائمه باشه، ولی حضرت علی علیه السلام برای من یک جور دیگه ای عشقه </p> <p>بنظرم چیزی بالاتر از عشق وجود داره ، چیزی بالاتر از منطق، حتی احساسی بالاتر از تلفیق عشق و منطق که باعث میشه کسی رو دوست داشته باشی که هیچ وقت ندیدیش... </p> <p>واقعا با همه وجودم دوستش دارم </p> <p>فردا عید عشقه </p> <p>عیدی که یکی از مهم ترین حوادث تاریخ بشری رو در خودش جا داده </p> <p>حیف از چنین امامی که قدرشو ندونستن </p> <p>حیف از امام زمان علیه السلام که قدرشو نمیدونیم </p> <p>غدیر شبیه یک جور غربال بود، بین آدم هایی که فهمشون به درک ولایت میرسه و آدم هایی که ولایت رو درک نمیکنند </p> <p><span style="background-color: initial;">خیلی ها تو روز غدیر با امیرالمونین بیعت کردند اما بعدا تنهاش گذاشتند و حتی باهاش جنگیدن</span> </p> <p>الان هم خیلی ها از امام زمان حرف میزنن اما ممکنه بعدا تنهاش بذارن </p> <p>نکنه امام ما ظهور کنه اما ما در جبهه مقابلش باهاش بجنگیم... </p> <p>باید تمرین کنیم ولایت پذیری امام مون رو در آقای خامنه ای </p> <p>اگر امروز بتونیم خوب از رهبر پیرو کنیم، زمان ظهور هم میتونیم پیرو امام مون باشیم... </p> <p>عید همگی مبارک </p> <p><br> </p> text/html 2020-08-06T20:20:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی کنکوری که ازدست رفت http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/454 <p>گاهی نخوانده اجابت میشود </p> <p>گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود </p> <p><br> </p> <p>پنجشنبه، ۱۶ مرداد امتحان کارشناسی ارشد بود، من هم رشته ی فیزیک شرکت کرده بودم </p> <p>صبح روز کنکور دیدم اوضاعم مساعد نیست و دل پیچه دارم و کم کم احساس تهوع هم بهش اضافه شد و دیدم وضعیت داره رو به وخامت میره </p> <p>خودم و بابام لباس پوشیده و آماده بودیم تا منو برسونه به حوزه ی کنکور، دیدم نمیتونم با این وضع برم سر امتحان. بهش گفتم نمیتونم بابا، نریم.... </p> <p>کنکورم از دست رفت، به همین سادگی.... </p> <p>گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود.... </p> <p><br> </p> text/html 2020-08-05T15:15:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی کنکور ارشد http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/453 <p>اونایی کف فردا کنمور ارشد دارن دستا بالا </p> <p>من که هیچی نخوندم، فقط دارم میرم سر کنکور که پولی که برا ثبت نامم دادم حیف نشه ⁦:-)⁩ </p> <p>حتی نمیدونم اصلا این رشته رو ادامه بدن یا بزنم تپ رشته های مدیریتی </p> text/html 2020-07-23T04:53:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی استاد روانی http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/452 <p>یکی از استادامون لج کرده به نود درصد بچه ها ده داده، فرقم نمیکرده خوب نوشته یا بد </p> <p>امتحانشم فضایی گرفته بود </p> <p>درس دادنشم که نگم دیگه، کلا بزور چندتا فایل ده دقیقه ای گذاشته بود که از سر خودش باز کنه </p> <p>حالا که نمره هاش اومده همه عصبانی هستند </p> <p>من دوتا درس باهاش داشتم </p> <p>نمره اون یکی درسش نیومده، امیدوارم برا اون یکی دیوونه بازی در نیاره و عین آدم نمره خوب بده </p> <p>یکی ام نیست بهش بگه آخه انتر چه مرگته که اینجوری نمره میدی⁦:-\⁩ </p> text/html 2020-07-19T17:10:00+01:00 zendegikaghazi.mihanblog.com دختر کاغذی رسد آدمی به‌جایی... http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/451 <p>رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند </p> <p>بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت… </p> <p>“سعدی” </p> <p><br> </p> <p><br> </p> <p>پ.ن: خدایا عاشقم کن، عاشق خودت کن که‌ بهترین معشوقه ی عالمی </p> <p>عشق تو شیرین ترین عشق برای هر موجودیه... </p> <p><br> </p>