زندگی کاغذی سلام دختر کاغذی هستم الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم. ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم. امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید. tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com 2020-07-05T04:41:38+01:00 mihanblog.com شیمی آلی 2020-07-04T21:14:00+01:00 2020-07-04T21:14:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/445 دختر کاغذی به یکی که شیمی آلی بلد باشه نیاز دارم که امتحان فردامو کمک کنه پاس کنم کمک تونو دریغ نکنید وجدانا⁦:-\⁩ به یکی که شیمی آلی بلد باشه نیاز دارم که امتحان فردامو کمک کنه پاس کنم

کمک تونو دریغ نکنید وجدانا⁦:-\⁩

]]>
دانشجویی شبیه دزد دریایی 2020-07-03T19:10:00+01:00 2020-07-03T19:10:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/444 دختر کاغذی انقدر برا امتحانام استرس دارم ک مشکلات مختلف برام بوجود اومده مثلا حدود یک هفته اس بخاطر استفاده زیاد از گوشی و لبتاب، بخاطر کلاسا و امتحانای مجازی، چشمم به شدت قرمز و وحشتناک شده، امشب بابام گفت چشمتو ببند، الان با یک چشم دارم دنیارو میبینم و تایپ میکنم و شبیه دزدای دریایی شدم کمبود خواب دارم استرس ذهن و حافظه رو نابود میکنه مشکل کمبود اعتماد بنفس و تمرکز هم که همیشه داشتم قلبم درد میکنه همش بیقرارم و خدارو صدا میکنم ک نجاتم بده پسفردا دوتا امتحان باهم تو یک روز دارم و فکر میکنم یکی از س انقدر برا امتحانام استرس دارم ک مشکلات مختلف برام بوجود اومده

مثلا حدود یک هفته اس بخاطر استفاده زیاد از گوشی و لبتاب، بخاطر کلاسا و امتحانای مجازی، چشمم به شدت قرمز و وحشتناک شده، امشب بابام گفت چشمتو ببند، الان با یک چشم دارم دنیارو میبینم و تایپ میکنم و شبیه دزدای دریایی شدم

کمبود خواب دارم

استرس ذهن و حافظه رو نابود میکنه

مشکل کمبود اعتماد بنفس و تمرکز هم که همیشه داشتم

قلبم درد میکنه

همش بیقرارم و خدارو صدا میکنم ک نجاتم بده

پسفردا دوتا امتحان باهم تو یک روز دارم و فکر میکنم یکی از سنگین ترین روزهای امتحاناتم باشه

همیشه با خودم فکر میکنم چجوری بعضیا همه نمره هاشون عالی میشه و امتحاناشونو با نمره بالا پتس میکنن؟ پس چرا من اینجوری نیستم؟؟

واقعا خیلی برام سواله ها!

من اکثر درسامو با ده پاس میکنم و لب مرز مشروطی ام ، بعد کلی دعا و تضرع و التماس از مشروطی نجات پیدا میکنم

با خودم دیروز فکر میکردم من دیگه نباید تو مهندسی ادامه بدم چون عرضه اش رو ندارم، حفظیاتم خیلی بهتر از ریاضیمه. با خودم فکر کردم برا مقاطع بالاتر برم یه رشته آسون که ریاضی نداشته باشه

دوست ندارم بپذیرم که آدم کم هوش و بی عرضه ای هستم، از طرفی این رشته رو یک جور دیگه دوست دارم و آمال و آرزوهام برای اینجا بوده همیشه

خیلی سختی کشیدم تا اینجا

واقعا خدا خودش بخیر بگذرونه


]]>
مهربون ترین آقا 2020-07-02T20:38:00+01:00 2020-07-02T20:38:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/443 دختر کاغذی ای حرمت ملجأ درماندگان دور مران از در و راهم بده.... یا امام غریب، خودت میدونی این روزها خیلی به کمکت احتیاج دارم تا از این سختی عبور کنم خودت میدونی قلبم درد میکنه و نفسم سخت بالا و پایین میره دستمو بگیر، دستای تو چاره ساز هرچی درده... تولد مهربون ترین آقای دنیا مبارک ای حرمت ملجأ درماندگان

دور مران از در و راهم بده....

یا امام غریب، خودت میدونی این روزها خیلی به کمکت احتیاج دارم تا از این سختی عبور کنم

خودت میدونی قلبم درد میکنه و نفسم سخت بالا و پایین میره

دستمو بگیر، دستای تو چاره ساز هرچی درده...

تولد مهربون ترین آقای دنیا مبارک

]]>
روزهای شاید آخر 2020-07-01T21:33:00+01:00 2020-07-01T21:33:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/442 دختر کاغذی ترم آخر و به شدت در تنگنا.... فقط خدا خدا میکنم که این روزها بخیر بگذره و من فارق التحصیلیم رو ببینم نگرانی و مشغله ام اینه که معدلم باید این ترم خیلی بالا شه تا ترم های قبلم رو‌جبران کنه همواره در طول دوره لیسانس معدلم پایین بود... خدایا فقط خودت میتونی درستش کنی اصلا فکرش رو هم نمیکردم که سال آخر دانشگاهم اینجوری بگذره شبیه سال بلوا بود... امتحانات ترم مهرماه با داغ حاج قاسم گذشت ابتدای ترم بهمن هم با کرونا همراه شد... امتحان های غیر حضوری رو حتی به خواب هم نمیدیدم چقدر دنیا با اونچه ترم آخر و به شدت در تنگنا....

فقط خدا خدا میکنم که این روزها بخیر بگذره و من فارق التحصیلیم رو ببینم

نگرانی و مشغله ام اینه که معدلم باید این ترم خیلی بالا شه تا ترم های قبلم رو‌جبران کنه

همواره در طول دوره لیسانس معدلم پایین بود...

خدایا فقط خودت میتونی درستش کنی

اصلا فکرش رو هم نمیکردم که سال آخر دانشگاهم اینجوری بگذره

شبیه سال بلوا بود...

امتحانات ترم مهرماه با داغ حاج قاسم گذشت

ابتدای ترم بهمن هم با کرونا همراه شد...

امتحان های غیر حضوری رو حتی به خواب هم نمیدیدم

چقدر دنیا با اونچه که ما پیشبینی میکنیم فرق داره...

همواره در دوره لیسانس غصه میخوردم که چرا کار ندارم

و به طرز دیوانه واری به کار آفرینی و ایجاد یک کسب و کار جدید فکر میکردم تا درآمد داشته باشم و آویزون بابام نباشم...

خداروشکر میکنم که این ترم آخری از رفت و آمدهای خونه تا دانشگاه راحت شدم و‌ بخاطر کرونا‌ خونه نشین بودیم

احساس میکنم حقم بوده که حداقل بعد این همه سختی, این ترم یک ذره کم تلاطم تر بگذره...

حقم بوده تا پاهای رنجورم هر روز این همه راه نره و تنم کمی آسایش داشته باشه

حقم بوده تا روحم کمی نفس بکشه و از تنگناها در امان باشه

دوست دارم نقطه نهایی رو ببینم

انگار همه ی تلاش ها مال رسیدن به روز رهاییه

خیییییلی سختی کشیدم این چند سال

نمیدونم اینا تاوان کدوم کارم بوده

دعام کنید زیاد زیاد

]]>
دلم گرفته 2020-06-26T17:40:00+01:00 2020-06-26T17:40:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/441 دختر کاغذی این دو روزه بخاطر مشکلی که برام پیش اومده خیلی دلم گرفته بود. با دیدن این لینک بغضم ترکید و بعد کلی گریه یک ذره سبک شدم‌ . لینکشو میذارم اگر حال شما هم دگرگون شد یاد منم باشید soleimany.ir/tour/ این دو روزه بخاطر مشکلی که برام پیش اومده خیلی دلم گرفته بود.

با دیدن این لینک بغضم ترکید و بعد کلی گریه یک ذره سبک شدم‌ . لینکشو میذارم اگر حال شما هم دگرگون شد یاد منم باشید

soleimany.ir/tour/

]]>
وبلاگ‌ فروشی 2020-06-20T21:23:00+01:00 2020-06-20T21:23:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/440 دختر کاغذی سالهاست به شدت منتظرم کار خوب پیدا کنم و پول خوب دربیارم. امروز دیگه همین وبلاگمو تو دیوار آگهی کردم ببینم مشتری پیدا میشه یا نه⁦،این دیگه تیر آخرم بود⁦:-)⁩ البته خیلی حیفم میاد بفروشمش، نمیفروشم فقط میخوام ببینم مشتری داره یا نه وگرنه وبلاگی که چند سال روش وقت گذاشتم و احساس و عاطفه و روزهای زندگیم رو توش نوشتم، ارزشش خیلی بیشتر از این حرف هاست... ولی اینم یک راه پول در آوردنیه برا خودش... تو اینستا که ناکام موندم،حداقل ببینم میشه از طریق فروش وبلاگ پول در آورد یا نه سالهاست به شدت منتظرم کار خوب پیدا کنم و پول خوب دربیارم.

امروز دیگه همین وبلاگمو تو دیوار آگهی کردم ببینم مشتری پیدا میشه یا نه⁦،این دیگه تیر آخرم بود⁦:-)⁩

البته خیلی حیفم میاد بفروشمش، نمیفروشم

فقط میخوام ببینم مشتری داره یا نه

وگرنه وبلاگی که چند سال روش وقت گذاشتم و احساس و عاطفه و روزهای زندگیم رو توش نوشتم، ارزشش خیلی بیشتر از این حرف هاست...

ولی اینم یک راه پول در آوردنیه برا خودش...

تو اینستا که ناکام موندم،حداقل ببینم میشه از طریق فروش وبلاگ پول در آورد یا نه

]]>
سالگرد مادربزرگ 2020-06-16T20:03:00+01:00 2020-06-16T20:03:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/439 دختر کاغذی همه ی ما تو زندگی مون روز هایی داریم که ناگوتر ترین خبرهارو به یکباره تو صورت مون میکوبند مثل روزی که خبر ناگهانی از دست دادن عزیزی رو میشنویم و حالمون از این رو به اون رو میشه اون وقته که انگار دنیا رو سرمون خراب میشه، وحشت و سیاهی مرگ رو از نزدیک لمس میکنیم و حاضریم هر کاری بکنیم تا عزیزمون برگرده و دوباره پیش مون باشه پنج سال پیش در چنین روزی یکی از همین خبرهای وحشتناک بهمون رسید و فهمیدیم مادر بزرگ عزیزم شب شهادت امام صادق علیه السلام به جد بزرگوارش پیوست انقدر خبرش ناگهانی و عجیب بود ک همه ی ما تو زندگی مون روز هایی داریم که ناگوتر ترین خبرهارو به یکباره تو صورت مون میکوبند

مثل روزی که خبر ناگهانی از دست دادن عزیزی رو میشنویم و حالمون از این رو به اون رو میشه

اون وقته که انگار دنیا رو سرمون خراب میشه، وحشت و سیاهی مرگ رو از نزدیک لمس میکنیم و حاضریم هر کاری بکنیم تا عزیزمون برگرده و دوباره پیش مون باشه

پنج سال پیش در چنین روزی یکی از همین خبرهای وحشتناک بهمون رسید و فهمیدیم مادر بزرگ عزیزم شب شهادت امام صادق علیه السلام به جد بزرگوارش پیوست

انقدر خبرش ناگهانی و عجیب بود که هیچ کس باورش نمیشد

مادری مومن و سیده که سرحال و با نشاط بود،همیشه میخندید، به همه محبت میکرد و کمک کردنش به نیازمندها زبانزد همه بود به یکباره تنهامون گذاشت و از کالبدش رها شد و به سوی بهش پر کشید

داغش موند به دل ما

اگر میتونید شادی روحش فاتحه و صلوات بفرستید. ممنون ازتون]]> درددل های کاغذی 2020-06-16T03:26:03+01:00 2020-06-16T03:26:03+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/438 دختر کاغذی

از گذشته تا حال، کماکان ادبیات‌ رو‌ دوست داشته اماز خوندن شعرها و متون انگلیسی و فارسی و فرانسوی و...احساس خوبی بهم دست میدادههمه میگفتن تو باید ادبیات بخونی چون توش خیلی استعداد داریاز بچگی گاهی شعرهای کودکانه می سرودم,کتاب زیاد میخوندم و هنوز هم به نوشتن و شعر گفتن علاقه مندم.هنوز هم گاهی شعر میگم و سعی میکنم خنکای روحم رو در قالب کلمات به دیگران نشون بدم...یک بار یادمه یکی تو همین وبلاگ برام کامنت گذاشته بود که پاکی و صداقت روحت توی نوشته هات معلومه(یک چیزی شبیه همین گفته بود،عین جمله اش رو ی از گذشته تا حال، کماکان ادبیات‌ رو‌ دوست داشته ام

از خوندن شعرها و متون انگلیسی و فارسی و فرانسوی و...احساس خوبی بهم دست میداده

همه میگفتن تو باید ادبیات بخونی چون توش خیلی استعداد داری

از بچگی گاهی شعرهای کودکانه می سرودم,کتاب زیاد میخوندم و هنوز هم به نوشتن و شعر گفتن علاقه مندم.هنوز هم گاهی شعر میگم و سعی میکنم خنکای روحم رو در قالب کلمات به دیگران نشون بدم...

یک بار یادمه یکی تو همین وبلاگ برام کامنت گذاشته بود که پاکی و صداقت روحت توی نوشته هات معلومه(یک چیزی شبیه همین گفته بود،عین جمله اش رو یادم نیست) وارد وبلاگ همون فرد شدم، آدم معقولی بنظر میرسید که تملق گویی رو ازش بدور میدیدم و حس کردم شاید نظر واقعیش رو گفته.‌..

با همه ی استعدادم در ادبیات، کلیشه هارو خط زدم و تصمیم گرفتم مهندس باشم..‌‌.

کمتر کسی متوجه میشه ریاضی و فیزیک هم بی شباهت به ادبیات نیستند و همونقدر میتونند فاخر باشند،اما کسی شاید قدرشون رو ندونسته‌...

کلا از اون دسته آدم هایی هستم که خلوتم رو بیشتر از جمع دوست دارم، چون تفاوت های روحیم و طبع لطیفم، بین من و جامعه فرسنگ ها اختلاف انداخته...

جامعه پر از آدم های وحشی، منفی باف، زمخت و سطحی نگره که دیدنشون حالم رو بد میکنه

این قضیه و تفاوتم با دیگران، باعث شد که اعتمادبنفسم خیلی خیلی کم شه. همش سعی میکردم شکل بقیه باشم‌.همواره بیشترین انرژیم صرف این شد که شبیه آدم های معمولی باشم‌‌ و غیر معمولی بودن چالش همیشگی من بوده و هست و همین غیرمعمولی بودن من رو با معضلات زیادی مواجه کرده.‌..

منظورم از غیر معمولی بودن ومتفاوت بودن، بهتر بودن نیست،اصلا و ابدا همچین منظوری ندارم

فقط با دیگران فرق دارم، همین‌...

یادمه چند سال پیش یک مدرسه ای ثبتنام کردم که فقط دو هفته رفتم اونجا.‌بعد به مامان بابام گفتم نمیتونم اینجا ادامه بدم و برگشتم همون مدرسه ای که قبلا بودم

چند سال بعدش مامان و بابام،خواهرم رو بردند همون مدرسه ثبت نام کنند‌‌. بابامم گفته بود من قبلا دوهفته اونجا بودم و بهشون توضیح داده من کی هستم. مدیرشون وقتی یادش من رو یادش اومده، گفته : اِ اون بچه ی متفاوت...

هرچند این اتفاق باعث شده بود خانوادم تا مدتی بخندن، اما برای خودم تلخ بود. انگار نهیب خوردم و حس کردم تمام تلاش هام برای معمولی بودن، نقش بر آب شده...

یک بار هم تو همین وبلاگ، یکی برام کامنت گذاشته بود: تو واقعا دختری؟ پس چرا وبلاگت یه جوریه...

تلاش برای معمولی و طبیعی بودن، یکی از چالش برانگیز ترین مسائل زندگیمه، گاهی موفق بودم شبیه دیگران باشم و اغلب ناموفق..‌.

همین مشکلات باعث شد بیشتر اوقاتم رو در انزوا و دوری از دیگران سپری کنم...

همه سعی میکنن متفاوت باشن ولی من سعی میکنم عادی باشم‌.‌..

خودم رو با همه ی تفاوت هام دوست دارم و خداروشکر میکنم که من رو خلق کرد، هرچند متفاوت

خیلی اوقات سعی میکردم به خودم روحیه بدم و بگم: کاغذی، حتما تو هم توانایی هایی داری که کمتر کسی داره، امیدوار باش و تلاش کن

اگر شما یک آدم عادی و طبیعی هستید، قدر خودتون رو خیلی بدونید. خیلی ها تلاش میکنن مثل شما باشند

]]>
او میرود دامن کشان 2020-06-11T22:26:00+01:00 2020-06-11T22:26:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/435 دختر کاغذی به یاد سرداری که هربامداد جمعه، یادش قلب مان را میسوزاند... به یاد او که بعد از رفتنش، دنیا دیگر آرامش ندید... #سرداردلها دوستت دارم به یاد سرداری که هربامداد جمعه، یادش قلب مان را میسوزاند...

به یاد او که بعد از رفتنش، دنیا دیگر آرامش ندید...

#سرداردلها دوستت دارم

]]>
ترشیده؟ 2020-06-10T23:47:00+01:00 2020-06-10T23:47:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/434 دختر کاغذی سنم که کم بود فکر میکردم احتمالا کسایی که تا ۲۵ سالگی ازدواج نکردن،ترشیدن و الان خودم نزدیک ۲۵ سالگیمه و هنوز ازدواج نکردم یعنی ترشیدم؟ :) سنم که کم بود فکر میکردم احتمالا کسایی که تا ۲۵ سالگی ازدواج نکردن،ترشیدن

و الان خودم نزدیک ۲۵ سالگیمه و هنوز ازدواج نکردم

یعنی ترشیدم؟ :)

]]>
غیر قابل پیشبینی 2020-06-10T22:56:00+01:00 2020-06-10T22:56:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/433 دختر کاغذی خاطراتت را بنویس. پیش بینی های خودت را یادداشت کن، آن هم درباره تغییرات سیاسی، شغل خودت، وزنت، بازار بورس و ... سپس گاهی یادداشت های خودت را با وقایع بیرونی مقایسه کن. از این که چه پیشگوی ضعیفی هستی، شگفت زده خواهی شد. مطالعه تاریخ را هم فراموش نکن. منظورم پس نگری ها و نظریه های انباشته شده در کتاب های درسی نیست؛ تاریخ شفاهی یا اسناد تاریخی یک دوره خاص را بخوان. اگر نمی توانی بدون اخبار زندگی کنی، روزنامه هایی از پنج، ده یا بیست سال پیش را پیدا کن و مطالعه کن. آن گاه درک بهتری از غیرقابل پیش بین خاطراتت را بنویس. پیش بینی های خودت را یادداشت کن، آن هم درباره تغییرات سیاسی، شغل خودت، وزنت، بازار بورس و ... سپس گاهی یادداشت های خودت را با وقایع بیرونی مقایسه کن. از این که چه پیشگوی ضعیفی هستی، شگفت زده خواهی شد. مطالعه تاریخ را هم فراموش نکن. منظورم پس نگری ها و نظریه های انباشته شده در کتاب های درسی نیست؛ تاریخ شفاهی یا اسناد تاریخی یک دوره خاص را بخوان. اگر نمی توانی بدون اخبار زندگی کنی، روزنامه هایی از پنج، ده یا بیست سال پیش را پیدا کن و مطالعه کن. آن گاه درک بهتری از غیرقابل پیش بینی بودن جهان پیدا خواهی کرد.

(هنر شفاف اندیشیدن- رولف دوبلی)

]]>
چرا نظر نمیدید؟ 2020-06-09T20:06:00+01:00 2020-06-09T20:06:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/432 دختر کاغذی دیروز ۷۰۰ و خورده ای بازدید داشتم، امروزم حدود ۱۷۰ تا. ولی حتی یک دونه کامنت هم نداشتم چرا واقعا؟ دیروز ۷۰۰ و خورده ای بازدید داشتم، امروزم حدود ۱۷۰ تا. ولی حتی یک دونه کامنت هم نداشتم

چرا واقعا؟

]]>
سالهاست مرا سروده ای 2020-06-08T17:46:00+01:00 2020-06-08T17:46:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/431 دختر کاغذی آن را که غمی چون غم من نیست چه داند کز شوق تو ام دیده چه شب میگذراند #سعدی پ.ن: گاهی آدم دنبال کلمات میگرده که احساساتش رو بیان کنه، به یک بیت شعر قدیمی میرسه و میبینه اون شاعر گرانقدر سالها پیش احساس امروز آدم رو سروده... انگار ما آدم ها با خواسته ها و احساسات مشابه در زمان ها و دوره های مختلف داریم تکرار میشیم... آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

کز شوق تو ام دیده چه شب میگذراند

#سعدی


پ.ن: گاهی آدم دنبال کلمات میگرده که احساساتش رو بیان کنه، به یک بیت شعر قدیمی میرسه و میبینه اون شاعر گرانقدر سالها پیش احساس امروز آدم رو سروده...

انگار ما آدم ها با خواسته ها و احساسات مشابه در زمان ها و دوره های مختلف داریم تکرار میشیم...

]]>
فمنیست های آدمخوار 2020-06-07T23:04:00+01:00 2020-06-07T23:04:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/430 دختر کاغذی پریروز تصمیم گرفتم اینستاگرامو پاک کنم تا آرامش به زندگیم برگرده رفتم سراغ پستایی که سیو کرده بودم تا کپی شون کنم تو تلگرام ، انقدررررر زیاد بودن که قشنگ هلاک شدما نزدیک دوسه ساعت طول کشید تا لینکاشونو بردارم و کپی کنم تو تلگرام. تازه این همه فقط مال بدرد بخوراش بود، دیگه انقدر زیاد بود که تصمیم گرفتم یک سری از همون بدردبخوراسم بیخیال شم... خلاصه اینکه دیلیت اکانت کردم و خلاص ⁦:-)⁩ فضای اینستا به شدت اعصابم رو بهم میریخت، مخصوصا این چند وقته که به شدت فضاش فمنیسمی شده. هر چند وقت یک بار مزدو پریروز تصمیم گرفتم اینستاگرامو پاک کنم تا آرامش به زندگیم برگرده

رفتم سراغ پستایی که سیو کرده بودم تا کپی شون کنم تو تلگرام ، انقدررررر زیاد بودن که قشنگ هلاک شدما

نزدیک دوسه ساعت طول کشید تا لینکاشونو بردارم و کپی کنم تو تلگرام. تازه این همه فقط مال بدرد بخوراش بود، دیگه انقدر زیاد بود که تصمیم گرفتم یک سری از همون بدردبخوراسم بیخیال شم...

خلاصه اینکه دیلیت اکانت کردم و خلاص ⁦:-)⁩

فضای اینستا به شدت اعصابم رو بهم میریخت، مخصوصا این چند وقته که به شدت فضاش فمنیسمی شده. هر چند وقت یک بار مزدوران غرب به دستور ارباب هاشون رو یک موضوع خاص تمرکز میکنن تا اون ارزش فرهنگی رو خراب کنن،مثلا چندسال پیش خیلی روی عادی سازی همجنس بازی و دوستی دختر پسر و گیر دادن به مسائل مذهبی و مقدسات، مانور میدادن. الان دارن روی باکرگی و مسئله ی آزادی زن مانور میدن. اون کسایی که واقعا دغدغه زن هارو ندارن و بهم مون خیلی دارن ظلم میکنن، همین فمنیست ها هستند. واقعا رابطه نامشروع برا کدوم دختری سود داشته که انقدر ازش دفاع میکنن؟!

والا عقلم خوب چیزیه، آدم یک رفتار پر خطر رو انجام بده برای یک لذت ده دقیقه ای...

حالا گذشته از اون آسیب های روحی که یک دختر میبینه به شدت بدتر و عمیق تر از آسیب های جسمی شه

خودم تجربه ام از خوندن این جور پیج ها و مطالب، فقط دچار شدن به یک حال بد و متنفر شدن از مردها بود

حتی حس میکردم دائما الکی از دست داداشم عصبانی میشم و در برابرش جبهه میگیرم

همش حس میکردم ما چقدر بدبختیم که زن آفریده شدیم، چقدر محدودیم، همش داره به ما ظلم میشه و...

پیج های اینستاگرامی و رسانه ها، روی سادگی و حماقت مردم سوار میشن و هررر چیزی رو تبلیغ میکنن و رواج میدن. مردمی هم که بویی ازسواد رسانه ای نبردن این چیزهارو قبول میکننو زندگی خودشونو بقیه رو خراب میکنن....


]]>
چقدر کلیشه ای شده ای... 2020-06-05T22:49:00+01:00 2020-06-05T22:49:00+01:00 tag:http://zendegikaghazi.mihanblog.com/post/429 دختر کاغذی چقدر کلیشه ای شده ای... شبیه آنهایی که همیشه در عکس هایشان میخندند شبیه آنهایی که سعی میکنند همیشه خودشان را درصفحات مجازی شاد نشان دهند همان هایی که پست ها و استوری هایشان جوری تنظیم شده که مردم فکر کنند اینها هر روز به تفریح با همسر یا دوستانشان میروند و میخواهند حسرت برانگیز باشند... شبیه همان هایی که به مردم دروغ میفروشند چقدر کلیشه ای شده ای... انگار تو هم مسحور و مغلوب لایک ها و فالوها شده ای انگار تو هم به جرگه ی انسان های عقده ای و خودنما پیوسته ای چقدر کلیشه ای شده ای... پس مهر چقدر کلیشه ای شده ای...

شبیه آنهایی که همیشه در عکس هایشان میخندند

شبیه آنهایی که سعی میکنند همیشه خودشان را درصفحات مجازی شاد نشان دهند

همان هایی که پست ها و استوری هایشان جوری تنظیم شده که مردم فکر کنند اینها هر روز به تفریح با همسر یا دوستانشان میروند و میخواهند حسرت برانگیز باشند...

شبیه همان هایی که به مردم دروغ میفروشند

چقدر کلیشه ای شده ای...

انگار تو هم مسحور و مغلوب لایک ها و فالوها شده ای

انگار تو هم به جرگه ی انسان های عقده ای و خودنما پیوسته ای

چقدر کلیشه ای شده ای...

پس مهربانی های واقعی ات کو

پس شادی هایت کو

من آدم واقعی دنیای خودم را میخواهم

نه آن تصویر تخیلی که دائم از خانه رنگی رنگی اش پست میگذارد و بابت محبت های همسرش به چند کا فالوور پز میدهد...

چقدر کلیشه ای شده ای...

بیا حصارهای مجازی را بشکنیم و خودمان را از شر زندگی مجازی خلاص کنیم

بیا به زندگی برگردیم

به همین زندگی واقعی که تکراری ندارد...

بیا کلیشه ای نباشیم...

]]>