زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
این وبلاگ روزنوشت های یک دانشجوی مهندسی هستش.هرچی که خوشم بیاد و دوست داشته باشم اینجا میذارم. شماهم برام نظر بگذارید.ممنون ازتون.
وبلاگ هایی که تبلیغاتی باشند لینک نمیشن ، نظرات تبلیغاتی هم تایید نمی شن.
امیدوارم دیدن این وبلاگ بهتون احساس خوبی بده.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امروز روز دختر بود، روزی که در فضای مجازی، خیلی ها به جای تبریک گفتن به ما و یاد آوری خوشبختی ها و ظرافت ها و شیرینی هایمان، مارا تلخ کردند...

انگار خیلی ها نمی توانند خوشبختی زنان و دختران جامعه شان را تاب بیاورند

دایما به ما تلقین می کنند که شما محدودید، بدبختید، و تو ایران جایی برای پیشرفت شما نیست...

تمام خوشبختی ما را خلاصه کردند در عریان و برهنه بودن

تمام تفریح و آزادی ما را خلاصه کردند در رفتن به ورزشگاه و در دسترس مردها بودن...

چرا عده­ ای نمی توانند با حیا بودن ما را تاب بیاودند؟

چرا نمی توانند دختر بودن ما را تاب بیاورند؟

چرا نمی توانند پاکی های ما را تاب بیاودند...

تمام ذلت را منحصر به بانوانی می دانند که خانه دار هستند.

مادرانی که در خانه با بچه هایشان شاد هستند، و در کنار خانه داری، لذت بزرگ شدن فرزندشان را می چشند... اما نمی توانند این لذت را ببینند...

و بزرگ ترین پیروزی یک زن را برهنه بودن می پندارند

 سعی می کنند به همه بگویند زنان خانه دار عمرشان تباه است و استعدادهایشان در پس خانه داری و همسرداری خاموش می شود...

غافل از این که بزرگ ترین استعداد یک زن، مادر بودن است، بزرگ ترین دلخوشی اش هم پرورش فرزندانش که میوه ی عمرش هستند...

بزرگ ترین دلخوشی یک دختر، پاک بودن است...

اشک های شبانه  و بغض های کشنده ی روز، سهم دخترانی بوده که با برهنگی برای خود یک آزادی مجازی به وجود آوردند و بعد از این که برای جنس مخالفشان قابل دسترس شدند و زندگی شان را باختند، مزه ی تلخ تنهایی و رها شدگی را می چشند و تمام عمر در حسرت روزهای پاکی و نجابت شان می سوزند...

آری من به خود می بالم که مردهای زندگی ام باغیرتند، من را دوست دارند و روی من تعصب دارند و برای دفاع از من که ناموس شان هستم، جانانه می جنگند با هرکس که به من چپ نگاه کند...

من با همین چادر و همین حیا، خوشحال ترین دختر روی زمین هستم. من خیلی چیزها دارم که برهنه ها و بی حیاها ندارند، ملکه ی واقعی من هستم که هرکسی جرأت نگاه کردنش را ندارد...

آن آزادی که امثال مسیح علی نژاد و فمنیسم های دنیای غرب می خواهند به من تحمیل کنند، بوی تعفن می دهد...

می خواهند من خوشحال نباشم، برای هیچ مرد با غیرتی مهم نباشم، آزاد نباشم و به جایی برسم که احساس کنم تهی هستم و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم...

ولی به کوری چشم خیلی ها، من با حجابم موفق هستم، دلشاد هستم و ذوق و پاکی و لطافت دخترانه ام زندگی ام را زیبا می کند...

خدایا شکرت که من را یک دختر ایرانی آفریدی، معلوم نیست اگر در کشور دیگری بودم با آزادی پوشالی و تعفن برانگیزشان  بر سرم چه می آوردند...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 تیر 1397
دختر کاغذی

‌‌ کسی چه می داند، شاید یک روز بزرگ ترین سبد گل زندگی ام را تقدیم به خودم کردم...

تقدیم به خودم که قهرمان زندگی ام بودم...

خودم که سختی ها و تلخی ها را تحمل کرده ام و حرف و حدیث های زیادی را شنیده ام اما سعی کرده ام خودم را همچنان محکم نگه دارم...

آری، حتی اگر یک سبد گل بزرگ هم به خودم ندم، باید یک دسته گل ساده را حتما به خودم تقدیم کنم...

من همان دختری بودم که روحیه و انگیزه و مقاومتش، زبانزد اطرافیان شده بود...

بعضی ها مسخره ام می کردند و از تحقیرم لذت میبردند، چون اهداف بزرگ داشتم و برایشان تلاش می کردم، بعضی هم تشویقم می کردند یا حیرت زده می شدند، باز هم به این علت که به برای اهدافم زحمت می کشیدم...

من همان دختری ام که روزی به همه ثابت کردم، خواستن توانستن است...

به خودم می گفتم، من بخاطر شرایطم، محکوم به عقب ماندن نیستم. حتی اگر همه ی دنیا هم مسخره ام کنند، باز هم ادامه می دهم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 20 تیر 1397
دختر کاغذی

تف تو روی اونایی که به روحانی رای دادن، الان که دلار شده نزدیک ۹ تومن، آقا رفته توچال، داره به ریش ملت میخندههههه

واقعا از ماست که بر ماست

چقدر اون موقع گفتیم این روحانی یک دزد دروغگوی آدمکشه، ولی ملت ما تمام دردشون شده بود کنسرت و استادیوم رفتن خانما....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 4 تیر 1397
دختر کاغذی

یک عدد سیب کجا، این همه تبعید کجا؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 1 تیر 1397
دختر کاغذی