روز نوشت ها و دلنوشته های یک دانشجوی مهندسی - عاشق بهشت
من عاشق کتابم. دیروز داشتم تو خیابون میرفتم که ویترین کتابروشی  اون دست خیابون توجهمو جلب کرد. رفتم جلو جدای لز اینکه طراحی ویترینش خیلی قشنگ بود؛یه تخته سیاه کوچولو گذاشته بود تو ویترین که روش یک جمله نوشته بود:
همیشه تصور کرده ام که بهشت جایی شبیه به یک کتابخانه است.
(خورخه لویئس بورخس)




خیییییلی جملش به دلم نشست. باهاش موافقم.از اون تخته عکس گرفتم و گذاشتم پروفایل تلگرامم.ولی با یک چیز عجیب مواجه شدم.اینکه هیچ کس نفهمیده بود منظور عکس چیه.همه فکر کرده بودن همین جوری فقط یک تخته سیاهه؛درحالی که هدف من از عکس جمله ی روش بود.
تو این حالت به شدت با شازده کوچولو همزاد پنداری کردم؛چون همه فکر میکرد کلاه نقاشی کرده نه مار بوآ 




طبقه بندی: روز نوشت ها و دل نوشته ها،
برچسب ها: کتاب، خیابون، بهشت، شازده کوچولو، زندگی کاغذی، کتابخانه، تخته سیاه،
تاریخ : جمعه 8 بهمن 1395 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : دختر کاغذی | نظرات


  • paper | sales رپورتاژ | قیمت رپورتاژ آگهی
  • خرید رپرتاژ آگهی | sales رپورتاژ آگهی