یادداشت های یک دانشجوی مهندسی

اتاقم

نوشته شده توسط:دختر کاغذی
چهارشنبه 5 آبان 1395-12:24 ق.ظ

چرا تاحالا نفهمیده بودم که اتاق پرسکوتم,یه گوشه ی دنج برای فکر کردن و خلوت کردنه؟
واقعا چرا نفهمیده بودم؟
حالا که فکر میکنم میبینم اینجا, همونجاییه که دنبالش بودم تا تنها باشم.ولی تا همین چند,دقیقه پیش متوجهش نبودم.:-!

چرا تاحالا درباره ی خیلی چیزا خوب و عمقی فکر نکرده بودم؟ 
واقعا چرا؟
چرا درباره ی خیلی از مشکلات و تصمیمات مهم , تکلیفمو با خودم روشن نکردم؟
خب این گوشه ی دنجم که هست,پس چرا فکر نکردم؟



ام پی ال اس
چهارشنبه 5 آبان 1395 09:27 ب.ظ
مطلبت عالی بود. ممنون و موفق باشی
پاسخ دختر کاغذی : ممنون . همچین شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox