زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختر کاغذی هستم
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

میدونستم بی ادبی ولی انقدر دیگه نمی دونستم،اگه یه ذره دلم باهات بود که برات خواستگار بیاد دیگه الان کاری کردی که،حق الناس به گردن من میوفته تو رو به کسی معرفی کنم.فقط امروز به خاطر قلب خواهرم کوتاه اومدم تو دهنت نزدم.مهدیم گفت حیفه پسر خانم کوثریه واسه راضیه،من خودمو مدیون یه شهید نمیکنم.بعد ببینم تو با عموتم که همه میدونن هم طبقه ما اصلا نیست برات خواستگارای بی فرهنگی مثه خودشون میفرسته اینطوری برخورد میکنی؟گوشیو میگیری به عموتو زن عموت بد و بیراه میگی یا یاد گرفتی به پایین تر از خودت احترام بزاری؟حیف که نگران خواهرمم مثه شما بی غیرت نیستم که به وضعیت جسمی مادرتون هیچ اهمیتی نمیدید.





متنی ڪه خوندید نامه ی فدایت شوم خاله ام بود برای من که تو واتساپ فرستاده برام. علتشم اینه که همش تو کار اینه که منو شوهر بده، منم نمیخوام ازدواج کنم. حداقل با موردایی که اون معرفی میکنه نمیخوام ازدواج کنم...

امروز داشت با مامانم حرف میزد درباره همین پسر جدیدی که معرفی کرده، منم گوشیو گرفتم و گفتم خاله میشه دیگه کسی رو برای من معرفی نکنی؟میدونستم بی ادبی ولی انقدر دیگه نمی دونستم،اگه یه ذره دلم باهات بود که برات خواستگار بیاد دیگه الان کاری کردی که،حق الناس به گردن من میوفته تو رو به کسی معرفی کنم.فقط امروز به خاطر قلب خواهرم کوتاه اومدم تو دهنت نزدم.مهدیم گفت حیفه پسر خانم کوثریه واسه راضیه،من خودمو مدیون یه شهید نمیکنم.بعد ببینم تو با عموتم که همه میدونن هم طبقه ما اصلا نیست برات خواستگارای بی فرهنگی مثه خودشون میفرسته اینطوری برخورد میکنی؟گوشیو میگیری به عموتو زن عموت بد و بیراه میگی یا یاد گرفتی به پایین تر از خودت احترام بزاری؟حیف که نگران خواهرمم مثه شما بی غیرت نیستم که به وضعیت جسمی مادرتون هیچ اهمیتی نمیدید.. من اصلا نمیخوام ازدواج کنم. از من بکش بیرون...

گفت این مورد خوبیه، گفتم ازت خواهش میکنم دیگه موردای خوب برای من معرفی نکن....


خساه شدم از دست کارای فک و فامیلامون. نمیذارن آدم یک روز راحتی و آرامش داشته باشه...

یعنی اون روزی که خالم فضولی منو نکنه روز عید منه...


بنظرم باید یک آمار بگیرن ببینن چند درصد از کسایی که میرن خارج، در حقیقت دارن از دست فامیلاشون فرار میکنن؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 24 بهمن 1398
دختر کاغذی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic