یادداشت های یک دانشجوی مهندسی

خودکشی

نوشته شده توسط:دختر کاغذی
دوشنبه 28 خرداد 1397-10:53 ب.ظ

خسته شدم آنقدر همش به خودکشی فکر کردم. ولی محکومم به زندگی کردن،چون خودکشی گناههههههه.

آخه چرا؟ خدایا ای کاش خودکشی آزاد بود و خودمونو راحت میکردیم...




erel
چهارشنبه 30 خرداد 1397 10:07 ق.ظ
تا اونجاش که میگی :" از چرخه ی زندگی مادیش خارج میشه و به دنیای دیگه می‌ره " موافقم .
اما فک کنم یه چرخی میزنه و دوباره میاد این پایین .
بعید میدونم که بشه به این راحتی از بازی خارج شد .
لازمه که اصول و قواعد بازی رو یاد بگیریم . نه اینکه بخواییم بازی رو به هم بزنیم .
پاسخ دختر کاغذی : تا اونجایی که من فهمیدم این بازی قاعده ی خاصی نداره
erel
سه شنبه 29 خرداد 1397 05:02 ب.ظ
مگه آدم با خودکشی از چرخه زندگی خارج میشه ؟
پاسخ دختر کاغذی : از چرخه ی زندگی مادیش خارج میشه و به دنیای دیگه می‌ره.
من همین قدر که از رو کره ی زمین برم، برام کافیه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox