زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختری هستم که تو دبیرستان رشتم انسانی بود ولی سال پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم و با این که فوق العاده سخت بود و نشدنی به نظر میرسید، اومد م رشته ریاضی تا به آرزوهام برسم.
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آقا یه موضوعی هست که خیلی رو مخ منه و کما بیش داره روانیم میکنه. من یه دوست دارم که میگه شهید خرازی رو میبینه و احساسش می کنه. این آدم هیچ وقت به من دروغ نگفته. خیلی ام دختر خوبیه. ولی نمی دونم این حرفش واقعیه یا ناشی از توهمات و فکر و خیال خودشه یا واقیته؟
اصن دارم خل میشم انقدر این چند وقته با خودم کلنجار رفتم.
اگه دوست شما بیاد یه همچین حرفی بهتون بزنه، باور می کنید؟
این که این قضیه اصلا از کجا شروع شد هم مفصله ولی تو پست ( به دلدار من بگو) بهش اشاره کردم.اگر خواستید اون مطلب رو هم که چند تا پست قبل تر از این هست رو برید بخونید بعد هم نظر بدید.
خواهشا نظر بدید، ناموسا نظر بدید. میخوام بدونم فقط منم که اینجوری شک می کنم یا آدمای دیگه ام همین جوری هستن





نوع مطلب :
برچسب ها : خرازی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397
دختر کاغذی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر