یادداشت های یک دانشجوی مهندسی

عازم سرزمین عشق

نوشته شده توسط:دختر کاغذی
جمعه 18 اسفند 1396-01:42 ق.ظ

چند روز پیش راهیان نور ثبت نام کردم. تو سطح دانشگاهم با بچه ها تبلیغ میکردیم که دانشجوهارو تشویق کنیم به اومدن. خیلی ذوق دارم و خیلی دلتنگم برای مناطق جنگی. برای دوکوهه. دوکوهه آغاز عاشقی بود برای خیلیا. در و دیوار دوکوهه چه چیزا به خودش دید... چه نجواها که شنید، چقدر شاهد عشق بازی بنده ها با خداشون بود، چه اشک ها که با طراوتش کردند. دوست دارم وقتی رفتم، هر روز و هرشب بنویسم , دائم بنویسم، گزارش لحظه به لحظه بدم. خدا خودت میدونی چقدر منتظرم....


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox