زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختری هستم که تو دبیرستان رشتم انسانی بود ولی سال پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم و با این که فوق العاده سخت بود و نشدنی به نظر میرسید، اومد م رشته ریاضی تا به آرزوهام برسم.
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسفندعجب ماهی است!
حمیدباکری:6اسفند
حسین خرازی:8 اسفند،
امیرحاج امینی: 10 اسفند،
ابراهیم همت: 17 اسفند،
حجت اله رحیمی: 18 اسفند،
عبدالحسین برونسی: 23اسفند،
عباس کریمی: 24 اسفند،
مهدی باکری: 25 اسفند،
سالگرد شهادت همگی گرامی باد شادی روح همه شهداوعلی الخصوص شهدای گمنام صلوات

متن فوق رو تو یکی از کانال های تلگرام دیدم. واقعا راست میگه، اسمفند چقدر عجیبه، چقدر خونینه، چقدر شهید داره...

 

نمی­دونم با مفهوم دوست شهید چقدر آشنایی دارید. الان بهتون میگم یعنی چی. تو سفر راهیان نور، یک پلاک به هرکسی می­دن که روش عکس و اسم یک شهید هست. در حقیقت اون شهید شما رو انتخاب کرده برای دوستی با خودش. ازون به بعد شما می­تونید با دوست شهیدتون ارتباط عمیق قلبی و عاطفی و معنوی برقرار کنید، تو زندگی ازش کمک بخوایید و خلاصه این که حسابی برای یک رفاقت عارفانه و عاشقانه روش حساب کنید. هم من و هم صمیمی ترین دوست دانشگاهم هر کدوم یک دوست شهید داریم. امروز سالروز شهادت دوست شهید دوست من بود، دوست شهید دوستم، حاج حسین آقای خرازیه...

امروز درباره شهید خرازی برام پیام فرستاده بود تو تلگرام.

 منم بهش گفتم: امروز سالروز شهادت دوست شهیدته. نمی­دونم بهت تسلیت بگم یا تبریک....

بعدش به این فکر افتادم که چرا اصلا یادم نبود برم ببینم سالگرد شهادت دوست شهید خودم کی بوده... تازه رفتم تو گوگل سرچ کردم ببینم تاریخ تولد و شهادتش کی بوده، از تاریخ تولدش فقط سالش رو نوشته بودن و روز و ماهش معلوم نبود. تاریخ شهادتش هم دی ماه بوده که من تو غفلت و بی­خبری و امتحانات سپری کردم و تموم شده رفته... ازین بی­­توجهی خودم خیلی ناراحت و پشیمون بودم و هستم. واقعا چرا اصلا از شهادت دوست شهیدم خبری نداشتم؟ چرا باهاش ارتباطی نداشتم؟

من کل کاری که در مواجهه با دوست شهیدم کردم، این بود که رفته بودم و با بدبختی زیاد از مرکز تبادل کتاب تهران، کتاب زندگینامه شو پیداکرده بودم. کتاب دست دوم بود. و همچنین چاپش قدیمی بود و دیگه تجدید چاپ نشده. در نتیجه کتاب کم یابیه. من هم با کلی گشتن تو مرکز به اون بزرگی به زور پیداش کردم. و البته قیمت خرید اون کتاب برای من از قیمت اصلیش که روی جلدش نوشته بود بیشتر تموم شد. ولی چرا کتابی که با زحمت گیر آورده بودمش رو هنوز نخوندم؟ حتی دم دست هم گذاشتم ولی نخوندمش....

دوستم چند ساعت بعدش آنلاین شد و در جواب سوالی که از پرسیده بودم گفت: تبریک [بگو]، ان شاالله روز من باشه

منم به شوخی بهش گفتم: تو بیخود می کنی زودتر از من شهید شی J

این جمله­ای که در ادامه می­نویسم هم جمله شهید آوینی هست در ارتباط با شهید خرازی:

 

 آن آستین خالی كه با باد این سوی و آن سوی می‌شود، نشانه‌ی مردانگی است و اینكه تو به عهدی كه با ابوالفضل بسته‌ای وفاداری. چیست آن عهد؟ «مبادا امام را تنها بگذاری!»

 روز 5 اسفند هم روز مهندس بود. روز مهندس رو هم به هم تبریک گفتیم. هرسال دانشگاه ما به مناسبت روز مهندس جشن میگیره، امسال هم به سیاق هر سال باز جشن بود. همراه با این جشن یک مراسم یادواره هم برای یکی از شهدای دانشگاه برگزار کردند که بخاطرش از خانواده همون شهید دعوت کرده بودن بیان.

سه ساله تو این دانشگاهم ولی حتی یک بارهم تو جشن روز مهندسش نبودم. امسال واقعا دوست داشتم که برم، مخصوصا بخاطر حضور خانواده شهید در مراسم. ولی حالم خوب نبود و نتونستم برم. دلم سوخت.

به مناسبت روز مهندس خودم یک پروفایل برای خودم درست کردم به طریق زیر:

یک ملافه ی سفید با چهار خونه های کمرنگ صورتی پهن کردم رو زمین، روش هم عکس شهدایی که مهندس بودن رو چیدم. البته بیشترش کتابچه های کوچکی بود که رو جلدشون عکس شهدا بود. برای چند نفرشون هم چون کتابچه نداشتم پس عکس مقوایی شون رو گذاشتم. با گوشی عکس گرفتم، بعد با نرم افزارای مختلف گوشی بهش افکت سیاه و سفید دادم، نگاه که می کردی نمی­فهمیدی این عکس روی زمین و ملافه گرفته شده، فک می­کردی همشون عکس­های آماده­ای بودن که با فتوشاپ کنار هم چیده شدن. بعد با یک نرم افزار دیگه اون عکسو روی یک صفحه سفید چسبوندم و زیرش نوشتم: درود بر شما مهندسانی که مختصات عشق را از خودتان تا خدا به خوبی حساب کرده­اید. روز مهندس مبارک.

خیلی تصویر شیکی شد، اگر خودم نمی­گفتم کسی نمی­فهمید من درستش کردم. اون عکس رو دوست داشتم. و گذاشتمش پروفایلم.

دیگه خیلی نوشتم، پست طولانی شد. این روزها همش دوست دارم بنویسم. خیلی حرف دارم، خییییلی....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 9 اسفند 1396
دختر کاغذی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر