زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
این وبلاگ روزنوشت های یک دانشجوی مهندسی هستش.هرچی که خوشم بیاد و دوست داشته باشم اینجا میذارم. شماهم برام نظر بگذارید.ممنون ازتون.
وبلاگ هایی که تبلیغاتی باشند لینک نمیشن ، نظرات تبلیغاتی هم تایید نمی شن.
امیدوارم دیدن این وبلاگ بهتون احساس خوبی بده.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هر شب یه آرزو می‌کردم. مثلاً آرزو می‌کردم برام اسباب بازی بخره؛ می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی» یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی». یه شب پرسیدم: اگه بزرگ بشم به آرزوهام می‌رسم؟ گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی». هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. انقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهام کوچیک شدن. یه شب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید «هنوزم شبا قبل از خواب به آرزوهات فکر می‌کنی؟» گفتم: شبا نمی‌خوابم. گفت «مگه چه آرزویی داری؟» گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم. گفت «سعی خودم رو می‌کنم به خوابت بیایم، به شرطی که بخوابی». چارلی_چاپلین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 2 اسفند 1396
دختر کاغذی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر