تبلیغات
زندگی کاغذی - انسانها برای چه می جنگند؟
 
زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختری هستم که تو دبیرستان رشتم انسانی بود ولی سال پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم و با این که فوق العاده سخت بود و نشدنی به نظر میرسید، اومد م رشته ریاضی تا به آرزوهام برسم.
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من آدم احساسی نیستم؛ وقتی خانه ی والدینم راترک کردم گریه نکردم؛ وقتی گربه ام مرد گریه نکردم؛ وقتی درناسا کارپیداکردم گریه نکردم و حتی وقتی روی ماه پاگذاشتم گریه نکردم!! اماوقتی ازروی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت با تردید باپرچمی که بنابود روی ماه نصب کنم بازی می کردم ازآن فاصله رنگ ونژاد و ملیتی نبود ما بودیم و یک خانه ی گرد آبی؛ باخودم گفتم انسانها برای چه میجنگند؟! انگشت شصتم رابه سمت زمین گرفتم وکره زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من باتمام وجود اشک ریختم نیل-آرمسترانگ (فضانورد)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 29 بهمن 1396
دختر کاغذی
سه شنبه 8 اسفند 1396 11:41 ب.ظ
فوق العاده!
دختر کاغذیتشکر
چهارشنبه 2 اسفند 1396 07:29 ب.ظ
چه نوشته جالبی!!اشکمو دراورد
یه سر بهم بزن
دختر کاغذیممنونم، وب قشنگی دارید
یکشنبه 29 بهمن 1396 11:47 ق.ظ

چقدر زیبا مهربان
دختر کاغذیتشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر