زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختری هستم که تو دبیرستان رشتم انسانی بود ولی سال پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم و با این که فوق العاده سخت بود و نشدنی به نظر میرسید، اومد م رشته ریاضی تا به آرزوهام برسم.
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یه چیزی هست که چند ماهیه خییییییییلی اذیتم می کنه. اونم اینه که همش حالت برانگیختگی و آشوب درونی دارم. یه دفعه ای به شدت حالت آماده باش بهم دست میده‌ انرژیم میزنه بالا. انقدری که میتونم یه ورزش سنگین انجام بدم. یهویی انگار میشم مثل یک کوه آتشفشان که میخواد بترکه و فوران کنه. همش یه چیزی تو وجودم هست که دوست دارم بریزمش بیرون ، حس منفجر شدن دارم. حس یه فریادی که سالهاست تو گلوم مونده و بیرون نیومده. داره خفم میکنه. نمیدونم اسم این حالت چیه، اضطراب؟ آشوب؟ برانگیختگی؟ استیصال؟ یا چیز دیگه؟ کسی میدونه؟ شماهام اینجوری میشید؟ اگر می شید، چه قدر و چه موقع هایی؟؟؟؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 26 دی 1396
دختر کاغذی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر