یادداشت های یک دانشجوی مهندسی

آشوبم،،،،

نوشته شده توسط:دختر کاغذی
سه شنبه 26 دی 1396-02:43 ق.ظ

یه چیزی هست که چند ماهیه خییییییییلی اذیتم می کنه. اونم اینه که همش حالت برانگیختگی و آشوب درونی دارم. یه دفعه ای به شدت حالت آماده باش بهم دست میده‌ انرژیم میزنه بالا. انقدری که میتونم یه ورزش سنگین انجام بدم. یهویی انگار میشم مثل یک کوه آتشفشان که میخواد بترکه و فوران کنه. همش یه چیزی تو وجودم هست که دوست دارم بریزمش بیرون ، حس منفجر شدن دارم. حس یه فریادی که سالهاست تو گلوم مونده و بیرون نیومده. داره خفم میکنه. نمیدونم اسم این حالت چیه، اضطراب؟ آشوب؟ برانگیختگی؟ استیصال؟ یا چیز دیگه؟ کسی میدونه؟ شماهام اینجوری میشید؟ اگر می شید، چه قدر و چه موقع هایی؟؟؟؟


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox