یادداشت های یک دانشجوی مهندسی

حرفامو بشنو, منو باور کن...

نوشته شده توسط:دختر کاغذی
سه شنبه 16 آبان 1396-10:19 ب.ظ

کی فکرشو می کرد که یه روزی بشینیم تو یه فضایی که کسی نمی بیندت ولی عمومیه حرفای دلمونو بنویسیم؟ اون وقت یه سری آدم غریبه ام بیان بخونن و لایک کنن و کامنت بذارن... ولی هیچ کس نویسنده و بقیه رو نبینه..... پ.ن: فکر میکنم خیلی وقته وسواس فکری گرفتم,ولی نمیدونم چجوری درمانش کنم, خدایا خودت کمک کن ,خسته شدم....


فعلا ناشناس
چهارشنبه 17 آبان 1396 03:41 ب.ظ
سلام
روزنوشت و خاطرات روزانه خیلی در سبک شدن بهت کمک میکنه ادامه بده
پاسخ دختر کاغذی : بله همین طوره, فقط حیف که وبلاگ یه فضای عمومیه, متاسفانه نمیشه با گوشی مطالب رو رمز دار کرد, اگر لب تابم کار میکرد خیلی بیشتر مینوشتم و سبکتر میشدم, میتونستم مطالبو رمزدار کنم و راحت بنویسم, خلاصه این که دعا کنید یه لب تاب بگیرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox