یادداشت های یک دانشجوی مهندسی

دستمو ول نکن.....

نوشته شده توسط:دختر کاغذی
یکشنبه 11 تیر 1396-07:49 ب.ظ

چند روزی میشه که اینستاگرامم رو دیلیت اکانت کردم ,هم به شدت وقتمو میگرفت و بهش معتاد بودم هم بهوشدت اینترنت میخورد. فقط یه پیج درسی_کنکوری دارم که اونم بیشتر جنبه ی تبلیغ کانال تلگرامم رو دارم,با این پیجم خیلی نمیگردم,هر روز چند دقیقه میرم چک میکنم ببینم چی به چیه و تو پیجم چه خبره. اتفاق جدید اینه که لب تاب ترکیده,کار نمیکنه,این چند روزه خیلی اذیتم کرد , الانم دارم با گوشی مینویسم. این چند روزه به شدت احتیاج به لب تاب داشتم و دارم که اینم اینجوری ترکیده :-\ دلم میخواد کار کنم ,واسه همین دیروز هی زنگ میزدم مدارس مختلف که ببینم نیرو استخدام میکنن یا نه,یه سریاشون اطلاعاتمو میگرفتن و میگفتن اگر خواستیم زنگ میزنیم,یهوسریا هم میگفتن بیا فرم پر کن, بعد از اتمام تماس هام رفتم و دوتا مدرسه فرم پر کردم. خدایا میشه منم کار و درآمد داشته باشم؟ خدایا دستمو بگیر ,ولم نکن,بهت خیلی احتیاج دارم


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox