زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختر کاغذی هستم
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به وبلاگ من خوش آمدید
اگر نظری داشتید برام بگذارید ولی نظرات تبلیغاتی تایید نمیشن.خودمم نمیرم لینکشونو نگاه کنم.
پس به هیچ عنوان پیامی در جهت تبلیغات فروشگاه های اینترنتی ؛سایتای تبلیغاتی و.... نفرستید.
ولی از خوندن و لینک کردن وبلاگ های شخصی یا آموزنده استقبال میکنم. ممنون ازتون.
در ضمن من عاشق خوندن نظراتتونم.خلاصه این که هیچ جوره نظراتتون رو دریغ نکنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
دختر کاغذی

دیروز ۷۰۰ و خورده ای بازدید داشتم، امروزم حدود ۱۷۰ تا. ولی حتی یک دونه کامنت هم نداشتم

چرا واقعا؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 21 خرداد 1399
دختر کاغذی

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

کز شوق تو ام دیده چه شب میگذراند

#سعدی


پ.ن: گاهی آدم دنبال کلمات میگرده که احساساتش رو بیان کنه، به یک بیت شعر قدیمی میرسه و میبینه اون شاعر گرانقدر سالها پیش احساس امروز آدم رو سروده...

انگار ما آدم ها با خواسته ها و احساسات مشابه در زمان ها و دوره های مختلف داریم تکرار میشیم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 خرداد 1399
دختر کاغذی

پریروز تصمیم گرفتم اینستاگرامو پاک کنم تا آرامش به زندگیم برگرده

رفتم سراغ پستایی که سیو کرده بودم تا کپی شون کنم تو تلگرام ، انقدررررر زیاد بودن که قشنگ هلاک شدما

نزدیک دوسه ساعت طول کشید تا لینکاشونو بردارم و کپی کنم تو تلگرام. تازه این همه فقط مال بدرد بخوراش بود، دیگه انقدر زیاد بود که تصمیم گرفتم یک سری از همون بدردبخوراسم بیخیال شم...

خلاصه اینکه دیلیت اکانت کردم و خلاص ⁦:-)⁩

فضای اینستا به شدت اعصابم رو بهم میریخت، مخصوصا این چند وقته که به شدت فضاش فمنیسمی شده. هر چند وقت یک بار مزدوران غرب به دستور ارباب هاشون رو یک موضوع خاص تمرکز میکنن تا اون ارزش فرهنگی رو خراب کنن،مثلا چندسال پیش خیلی روی عادی سازی همجنس بازی و دوستی دختر پسر و گیر دادن به مسائل مذهبی و مقدسات، مانور میدادن. الان دارن روی باکرگی و مسئله ی آزادی زن مانور میدن. اون کسایی که واقعا دغدغه زن هارو ندارن و بهم مون خیلی دارن ظلم میکنن، همین فمنیست ها هستند. واقعا رابطه نامشروع برا کدوم دختری سود داشته که انقدر ازش دفاع میکنن؟!

والا عقلم خوب چیزیه، آدم یک رفتار پر خطر رو انجام بده برای یک لذت ده دقیقه ای...

حالا گذشته از اون آسیب های روحی که یک دختر میبینه به شدت بدتر و عمیق تر از آسیب های جسمی شه

خودم تجربه ام از خوندن این جور پیج ها و مطالب، فقط دچار شدن به یک حال بد و متنفر شدن از مردها بود

حتی حس میکردم دائما الکی از دست داداشم عصبانی میشم و در برابرش جبهه میگیرم

همش حس میکردم ما چقدر بدبختیم که زن آفریده شدیم، چقدر محدودیم، همش داره به ما ظلم میشه و...

پیج های اینستاگرامی و رسانه ها، روی سادگی و حماقت مردم سوار میشن و هررر چیزی رو تبلیغ میکنن و رواج میدن. مردمی هم که بویی ازسواد رسانه ای نبردن این چیزهارو قبول میکننو زندگی خودشونو بقیه رو خراب میکنن....






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 خرداد 1399
دختر کاغذی

چقدر کلیشه ای شده ای...

شبیه آنهایی که همیشه در عکس هایشان میخندند

شبیه آنهایی که سعی میکنند همیشه خودشان را درصفحات مجازی شاد نشان دهند

همان هایی که پست ها و استوری هایشان جوری تنظیم شده که مردم فکر کنند اینها هر روز به تفریح با همسر یا دوستانشان میروند و میخواهند حسرت برانگیز باشند...

شبیه همان هایی که به مردم دروغ میفروشند

چقدر کلیشه ای شده ای...

انگار تو هم مسحور و مغلوب لایک ها و فالوها شده ای

انگار تو هم به جرگه ی انسان های عقده ای و خودنما پیوسته ای

چقدر کلیشه ای شده ای...

پس مهربانی های واقعی ات کو

پس شادی هایت کو

من آدم واقعی دنیای خودم را میخواهم

نه آن تصویر تخیلی که دائم از خانه رنگی رنگی اش پست میگذارد و بابت محبت های همسرش به چند کا فالوور پز میدهد...

چقدر کلیشه ای شده ای...

بیا حصارهای مجازی را بشکنیم و خودمان را از شر زندگی مجازی خلاص کنیم

بیا به زندگی برگردیم

به همین زندگی واقعی که تکراری ندارد...

بیا کلیشه ای نباشیم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 17 خرداد 1399
دختر کاغذی

حاج قاسم، بعد رفتنش فراموش نشد

بلکه بیشتر از قبل برامون یادآوری میشه

روزهای اولی که شهید شده بود گاهی خوابش رو میدیدم

الانم همش یادش میفتم

چقدر دلم براش تنگه

دوست دارم برم کرمان و مزارش رو زیارت کنم

بعد حاج قاسم انگار دنیا رنگ آرامش رو ندید، همه چیز بهم ریخت

انگار حاج قاسم از اون اولیااللهی بود که بخاطر وزن بالای کارهای خوبش خدا به همه مون رحم میکرد و بلاهارو دور میکرد

باید بهش گفت:بعد از تو، تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم...

حاج قاسم خیلی دعامون کن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 12 خرداد 1399
دختر کاغذی


( کل صفحات : 77 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic