زندگی کاغذی
یادداشت های یک دانشجوی مهندسی
درباره وبلاگ


سلام
دختری هستم که تو دبیرستان رشتم انسانی بود ولی سال پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم و با این که فوق العاده سخت بود و نشدنی به نظر میرسید، اومد م رشته ریاضی تا به آرزوهام برسم.
الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم.
ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم.
امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

مدیر وبلاگ : دختر کاغذی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به وبلاگ من خوش آمدید
اگر نظری داشتید بزام بگذارید ولی نظرات تبلیغاتی تایید نمیشن.خودمم نمیرم لینکشونو نگاه کنم.
پس به هیچ عنوان تبلیغات فروشگاه های اینترنتی ؛سایتای تبلیغاتی و.... برام پیام نگذارند.
ولی از خوندن و لینک کردن وبلاگ های شخصی یا آموزنده استقبال میکنم. ممنون ازتون.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
دختر کاغذی

عجیبی دنیا فقط اونجاش که در عرض یک شب، تورقوز آباد از یه محله ی داغونه به یک مرکز هسته ای صعود پیدا کرد.


لامصب این نتانیاهو مرزای اسکلی و تباهی رو جا به جا کرد....

یعنی خود تورقوزآبادم فکر نمی کرد یه روز تو سازمان ملل به عنوان مرکز هسته ای شناخته بشه





نوع مطلب : جک و سرگرمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 7 مهر 1397
دختر کاغذی

#انسیس اسم یک #نرم_افزار مهندسیه برای انجام مدل سازی های سه بعدی و #مونتاژ قطعات و محاسبه ی #حجم و...‌ ‌ ‌

از این قبیل نرم افزارها که #محاسبات زیاد و پیچیده رو با دقت بالا انجام می دهند زیاد داریم.‌ ‌

#تکنولوژی پیشرفت های زیادی داشته ولی هنوز خیلی چیزها برای ما قابل اندازه گیری نیستند.‌..‌ ‌

مثلا هیچ نرم افزاری ساخته نشده که حجم #دلتنگی های آدم رو اندازه بگیره.

‌ هیچ نرم افزاری نیست که به آدما بفهمونه، وقتی یکی میگه خیلی #دوستت_دارم دارم ، اون دوست داشتن دقیقا چقدره...

‌ هیچ #دستگاه برای تصویر برداری #پزشکی وجود نداره که از ترک های یک #قلب شکسته عکس #رادیولوژی بگیره‌...‌ ‌

هیچ جرثقیلی نیست که سنگینی غربت رو از دوش یک آدم نا آشنا در شهری دور برداره... هیچ رادیویی نیست که #سکوت تنهایی های افراد #تنها رو بشکنه...‌

‌ اصلا هنوز دستگاهی ساخته نشده که بتونه بگه #فریاد نهفته در #سکوت های خشک، چند دسی بل هست...‌‌ ‌

یا مثلا سنگی نگاه اطرافیان روی آدم چند صد کیلو هست که انقدر به آدم #فشار میاره.‌‌

هیچ کدوم دستگاه های عمق سنج، نمی تونن عمق احساسات یا #عشق یک #مادر، یک #دوستی عمیق یا یک #لبخند پدرانه رو پیدا کنه...‌

‌ هنوز کمیتی برای میزان #سواد یا #درک و #شعور افراد پیدا نشده.‌ ‌

اگر بجای محاسبه ی مساحت زیر نمودار، بلد بودیم عیار عشق و دوستی و محبت و #احساسات رو اندازه بگیریم، خیلی از دروغ ها ریشه کن میشد... ‌

‌چون دیگه کسی نمیتونست به دروغ ابراز عشق کنه

یا به دروغ ژست روشنفکری بگیره یا....‌‌ وقتی خوب فکر میکنم میبینم #انسان امروزی الکی به علم و تکنولوژی خودش #مغرور شده، هنوز خیلی چیزای اساسی رو نتونسته اندازه بگیره یا اصلا نمیخواد اندازه بگیره. خیلی مسائل مهم انسانی رو ندید گرفته یا اونهارو پشت گوش انداخته.

در #جهالت انسان همین بس که نتونسته #جهل خودش رو حساب کنه....





پ.ن: این مطلبو تو اینستام گذاشتم، چند وقتیه موقع برگشت از دانشگاه حس نویسندگیم گل میکنه و متن مینویسم میذارم تو اینستا⁦:-)⁩





نوع مطلب : روز نوشت ها و دل نوشته ها، شعر ها و عاشقانه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 5 مهر 1397
دختر کاغذی

به نام خدا

سلام، بچع ها وقتی پست عشق اینستاگرامی رو گذاشتم، اولاش تردید داشتم که کارم درسته یا غلط. ولی کم کم دیدم نظرات خیلی زیاد و ادامه داره، این یعنی توجه خیلیا جلب شده. همچنین میتونم بگم نظرات هرچند باهم متفاوت بودند اما دلسوزانه بود همشون و راه حل ارائه داده بودند.

این باعث شد که من یک بار دیگه عشق واقعی رو با خودم مرور کنم و نظر من درباره عشق شاید برای شما عجیب باشه، ولی برا خودم این نوع عشق خیلی شیرینه:


عشقت اونی نیست که بخاطرش آرایش کنی تا خوب نگاهت کنه، بلکه اونیه بخاطرش لباس یقه بسته بپوشی تا وقتی میبینیش نگاهشو ازت ندزده و جلوش خجالت نکشی... اونی که اومده خودتو ببینه نه جسمت رو ...

عشقت اونی نیست که با قصد و غرض لب هات رو ببوسه، بلکه اونیه که بی قصد و غرض پیشونیت رو ببوسه...

عشقت اونی نیست که تو روزهای خوشی الکی بگه دوستت دارم و برات استیکر قلب بفرسته، بلکه اونیه که تو لحظه های سختی با حرفای خوبش بهت روحیه بده تا از تنگنا عبور کنی...

عشقت اونیه که عزیزم گفتنش از سر صداقت و ازته قلبش باشه، نه لق لقه ی زبونش...

عشقت اونیه که کنارت باشه حتی اگر حضور فیزیکیش رو احساس نکنی.

عشقت اونیه که تشنه ی دیدنش باشی حتی اگر جواب نامه هاتو نده... حتی اگر روزی چندتا جمله بیشتر نتونید حرف بزنید...

همونی که به شدت منتظر اومدنشی، همون که خیلی منتظرشی

عشقی که من دارم خیلی متفاوت از بقیه است...

فکر نکنم بیشتر آدما این طرز عشق رو تجربه کنند...

عشق من دلم برات تنگ شده...





نوع مطلب : شعر ها و عاشقانه ها، روز نوشت ها و دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 31 شهریور 1397
دختر کاغذی

یک چیزی برام خیلی عجیبه. اون هم تفاوت رفتار ایرانی هاست در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی و مجازی...

از اون موقعی که یادمه وبلاگ وجود داشت تا الان که خودم وب دارم، مردممون چه مدیر وبلاگ بودن و نویسنده، و چه مخاطب بودند و خواننده، رفتارشون خیلی بهتر و محترمانه تر از فضای مجازی بود. اگر انتقادی از فضای اجتماعی، سیاسی یا هرچی داشتند، با نحوی بیان می شد که می شد در زمره ی متون با ادب نوشته شده قرارشون داد.

ولی تو فضایی مثل اینستاگرام و جاهای دیگه اینجوری نیست و فضای غالب مال آدم عای بی ادبه...

بچه ها، من تابحال تو وبلاگم حتی یک کامنت بی ادبانه و حاوی فحش دریافت نکردم تابحال. تو وبلاگ خودم و بقیه وقتی میرم کامنت هارو میخونم، همه خیلی مهربون و با ادب هستند. لحن صحبت ها خیلی خوب و دوستانه است. اگر من یا بقیه وبلاگ نویس ها درباره مشکلاتمون بنویسیم و نیاز به راه حل داشته باشیم، عوض فحش کامنت های خوبی دریافت می کنیم که حاوی راه حل یا همدلی هست...

بچه ها این همه تفاوت واقعا از کجا نشأت میگیره؟؟

گاهی احساس میکنم یا این مهربونایی که تو وب میبینم ایرانی نیستن، یا اون بی ادبایی که تپ اینستا میبینم...

این وسط یه چیزی تناقض داره، یه جای کار می لنگه...

یک حفره ی بزرگ هست که داره از ماها دو تصویر متفاوت نشون میده...

این قضیه برام حل نشده باقی مونده...

واقعا چرا؟

کدومو باور کنیم؟ مردم مهربون و مودب تو وبلاگ رو یا مردم بی ادب و بی دین تو اینستاگرام رو؟‌

این وسط چندتا فرضیه به وجود میاد:

۱_ اون بی ادبایی که تو اینستا میبینیم ایرانی نیستن

۲_این با شخصیتایی که تو وب میبینیم ایرانی نیستن

۳_ وبلاگ فضایی برای گردهمایی آدم های بافرهنگ و روشنفکره

۴_ فضای مجازی جایی برای گرد همایی آدم های بی مبالات و بی ادبه که از زیر بوته سبز شدن

۵_ فاز مردم تو فضای مجازی و وبلاگ کاملا متفاوت میشه و عین بیماران دوشخصیتی، از خودشون رفتارهای بی ربط نسبت به شخصیت قبلی شون نشون میدن‌



حالا شما اگه فرضیه جدیدی دارید ارائه بدید، وگرنه که از بین گزینه های بالا پاسخ درست رو انتخاب کنید⁦:-)⁩





نوع مطلب : روز نوشت ها و دل نوشته ها، جک و سرگرمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 30 شهریور 1397
دختر کاغذی

این روزا رفتید عزادا ی منم دعا کنید.

تاسوعا و عاشورای حسینی برهمگی تسلیت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 28 شهریور 1397
دختر کاغذی


( کل صفحات : 57 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...